|
راهش می توانی خواند.... هر چه را آغاز و پایانیست ـ حتی هر چه را آغاز و پایان نیست ـ ! زندگی راهیست از به دنیا آمدن تا مرگ.... حتی مرگ هم راهی است راه ها را کوه و دره هایی است ...... اما هیچ دشتی نیست! هیچ رهرو را مجال سیر و گشتی نیست! هیچ راه بازگشتی نیست.......... بیکران تا بیکران امواج امواج خاموش زمان جاری است زیر پای رهروان خوناب جان جاریست..... ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی! هیچ آیا یک قدم دیگر توانی راند؟ هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟ نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست....... باز باید رفت تا در تن توانی هست............ باز باید رفت.. راه باریک و افق تاریک دور یا نزدیک...... هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟ + نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 23:32 توسط سنگ صبور |
|