|
خيلي سخته.... اينكه بخواي هميشه با نفرت زندگي كني.... اينكه حتي از نزديكانتم نفرت داشته باشي... از لحظات تلخت......... از آينده مجهولت........ اينكه بخاطر غرورت بخندي اما تو خلوتت گريه تنها مونست باشه........ حالم داره بهم مي خوره... از خودم... از تو... از همه اين آدماي نفرت انگيز........ از اين دنياي وانفسا كه معلوم نيست كي براي كي، چي براي چيه! از اين لحظات تلخ كه به پايان نميرسه........ يادمه يكي بهم مي گفت: سلام به دختري كه هر روز در حال شكستنه!! آره راست مي گفت......... چقدر خوب تونسته بود در موردم قضاوت كنه...! درست زده بود به هدف....... شايد فكر مي كني همه اينايي كه مي گم دورغه.... چون هيچ وقت نتونستي بفهمي تو عمق اين چشمها چي هست. چون هيچ وقت نتونستي و نمي توني كه بفهمي... هم خودمو هم حرفامو........ + نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 23:35 توسط سنگ صبور |
|